...
یا هو
سه تار قلبم، در حال کوک شدن است.
کوک کردن برای نواختنی، دلنشین تر از
همیشه. کوک کردن برای نواختن تصنیفی
که اول بار تو شنوای آن هستی.
کوک کردن برای ...
این بار دیگر می خواهد آن طور بنوازد
که تو مهربان او را بنده خالص خود گردانی.
نواختن برای محبوب...برای عشق... برای...
نمی دانم چرا این قدرسخت کوک می شود،
انگار که این بار کفه ترازوی گناهانم
سنگینی می کند، که سازم این گونه نامیزان
شده....نمی دانم چه چیز این سرای فانی مرا
از تو دور ساخته؟
...و سازم کوک شد، همان دم که بعد از
مشکلات بسیار اول شب مرا در خانه ات
مهمان کردی و پیش درآمد تصنیفم را با نام
" بندگی" شنیدی...
شبی که درهای آسمانت را بر روی زمینیان
گشودی تا یک صدا تسبیح تو گویند به مثال
مولایشان "علی" .
...و به اذن تو پیش درآمد تصنیف بندگی ام
یادآوری گناهانم شده.
معبود من... یاری ام کن، که از این همه گمراهی
نجات یابم...و مانند مولایم "علی" تنها تسبیح گوی تو باشم...
کریما...در شبهای دیگر مرا در خانه ات بپذیر که
من تنها به لطف و بخشش تو امید دارم.
مهربانا...من جز درگهت در کدام سو این چنین شیدایی
و دلربایی را می توانم جستجو کنم؟...
بار خدایا...در شبی چنین قدر و گرامی مرا از شر
شیطان رانده شده به سوی خود پناه ده...
|